خرید بک لینک
امروز جمعه 28 دی ماه 1403 وقتی از سر بی حوصلگی، به وبلاگم بعد از مدت ها سر زدم، با یک نوشته و پیام از یک دانشجو برخورد کردم که هم برایم خوشحال کننده بود هم خاص ( نه ناراحت کننده)، دانشجو برایم از خاطرات سال 92 نوشته بود و... و نوشته بود که الان در آمریکا به سر می برد.با توجه به رشته تحصیلی و مطالعاتم وقتی مورد سوال قرار می گرفتم که استاد ایران بمانیم یا مهاجرت کنیم، در نهایت رفتن را به ماندن ترجیح می دادم، اما خودم که همیشه ادعای منطقی بودن را می کردم و سال 90 پذیرش از دو دانشگاه بسیار خوب داشتم

برچسب: نویسنده: هستی شجاعی تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 6:34

زیمل جامعه شناسی مطرح؛ در نظریات خود اشاره ای به بلاژه یا دلزدگی بخصوص در کلانشهرها دارد.چندی است که مردمان اطراف خود را با دقت مورد بررسی موشکافانه قرار داده ام و متوجه یک نوع بی احساسی و عدم وجود انگیه و امید برای ادامه راه در بین همه دیده ام. گمان اکثریت مان بر این است که مسیر باقیمانده زندگی مان بسیار کوتاه است و تلاش بیشتر خیلی لازم نیست. البته فرضیه دیگری هم قابل طرح است؛ اینکه هر چقر هم تلاش کنی بن بست های مختلف ساخته می شود که نتیجه ای جز یاس و ناامیدی نخواهد داشت.حال ما مانده ایم و یک س

برچسب: نویسنده: هستی شجاعی تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 6:34

اکنون در جامعه ای زندگی می کنیم که این روزها افراد جامعه بیشتر از هر زمانی شبیه هم شده اند؛ انسان های بیانگیزه و بی هدف و بدون امید زندگی...انسان هایی که روزی برای رسیدن به هدف زمین و زمان را به هم می دوختند، اکنون حس می کنند که هیچ تلاشی به نتیجه نخواهد رسید...به راستی چه شد و بر سر جامعه پویایی مثل جامعه ما بایست می آمد که افراد روح و جسم شان سرشار از کرختی و بی حسی باشد.همه این مسائل قابلیت این را دارد که اصحاب علم کمی بیشتر به این قضایا فکر کنند، هرچند اصحاب واقعی علم بیشتر از هر زمانی احساس

برچسب: نویسنده: هستی شجاعی تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 6:34

چند وقتی است به دلیل مشغله های کاری اکثر روزهای هفته دیر وقت به منزل برمی گردم و با یک صحنه خاص مواجه می شوم و آن اینکه با وجود اینکه بعنوان یک فرد دانشگاهی با تیپ رسمی تردد می کنم اما مشاهده گر یک صحنه تکراری هستم! در مسیر برگشت ماشین هایی زیر پای خانم ها ترمز می زنند برایشان تیپ و افکار و... اهمیتی ندارد. با خود اینگونه می اندیشم که آیا نباید از دید طرف مقابل هم به این مسئله نگاه کرد؟ چرا باید عینک یک شکل جنسی زدگی بر چشمان برخی مردان نصب شود که اگر یک بانو در شب هنگام در خیابان ها تردد کرد به

برچسب: نویسنده: هستی شجاعی تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 6:34

این روزها همه کارهای ما افراد جامعه با کلیت جامعه همخوانی دارد.چند روزی است بنا به ضرورت از خودروی شخصی که بیشتر از قبل استفاده می کنم، در خروجی های فرعی و اصلی یک موضوعی بسیار توجه ام رو جلب کرد و اون عدم استفاده از چراغ راهنما زدن هست.... نا خودآگاه در تک تک این موارد همین وضعیت رو به شرایط کنونی جامعه تشبیه می کردم، جامعه ای که مردمانش برای هیچ کار و هیچ لحظه شان برنامه و هدفی ندارند و فقط گذران عمر می کنند و هیچ کس برایشان مهم نیست حتی خودشان . شاید دیگر فردگرایی که روزگاری اسپنسر و بعدها نظ

برچسب: نویسنده: هستی شجاعی تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 6:34

این روزها که تقریباً سه ماه از شروع جنگ میگذره، بیشتر به رها شدگی جهان از دیدگاه گیدنز می رسم، اما در درون خود چنین می پندام که جهان و البته جهان ایرانی بسیار به سراشیبی خاصی رسیده و توازنی بین هیچکدام از بخش های جامعه برقرار نیست.

گویی یک مادر هم نمی تواند به وعده هایش برای فرزندش پایبند بماند،اینکه چرا......؟ خود جای بحث بسیار دارد

همین جا باید همگی فریاد بزنیم و بگوییم .................

آرزوی بهترین ها برای هم میهنان عزیزم

برچسب: نویسنده: هستی شجاعی تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 6:34

صفحه بندی